Account: (login)

Are you the publisher? Claim this channel

Search in 126,271,217 RSS articles:

Latest Articles in this Channel:

  • 01/25/10--09:28: پیچاندن استاد (chan 3143391)

  • ما در پيچاندن اساتيد استاد بوديم. هيچ استادي نبود كه محض رضاي خدا يكبار قالش نگذاشته باشيم. رئيس گروه ما خانم دكتري بودند بسي ترسناك و مقتدر كه ادعاشون مي شد همه دانشجوها از ترسش مي ميرند. اولين جلسه ترم سوم كه آمد سر كلاس با خنده گفت شنيدم ترم پيش همه استادها را قال گذاشته ايد خوشم مي آيد كه جرات نداريد كلاسهاي مرا بپيچانيد. اين شد همان آتوي معروف جلسه بعد همگي رفتيم دوتا كلاس آنطرفتر قايم شديم كسي هم حاضر نبود خنده ته قضيه را از دست بده اين بود كه همه هم حاضر بودند. يك نفر هم به پا گذاشتيم توي راهرو كه ببينه چي ميشه.
    خلاصه خانم دكتر رفت سر كلاس ديد خاليه دفتر دستك اش را زد زير بغلش رفت. ما ها هم از خدا خواسته و منتظر چه خنده بازاري راه انداخته بوديم .
    خانم دكتر برگشته بود توي دفترش كه منشي اش بهش مي گه براي چي برگشتين. او هم مي گه بچه ها نيامده بودند سر كلاس من هم دارم مي روم خانه مثل اينكه قالم گذاشته اند.
    منشي متعجب بهش مي گه ولي من ديدمشان همه شان توي كلاس بودند.
    خلاصه چند دقيقه بعد خانم دكتر عينهو آتشفشان آمد سر كلاسمان حالا ما مونده بوديم بخنديم ساكت باشيم چي كار كنيم و اون هم عين فشفشه فقط فوران مي كرد! بماند كه من و يكي از بچه ها آنقدر خنديديم كه بنده خدا كلا از ماندن سر كلاس منصرف شد و ترجيح داد براي تمدد اعصاب برگرده توي دفترش.

  • 02/20/10--12:04: شیطنت هایی در زندگی آقایون (chan 3143391)
  •  

     شیطنت هایی در زندگی آقایون

    حقایقی از زندگی :

     


    شش سال اوّل زندگی                                          

    • گریه نکن
    • شیطونی نکن
    • دست تو دماغت نکن
    • تو شلوارت پی‌پی نکن
    • مامانت رو اذیّت نکن                                                                    
    • انگشتت رو تو پریز برق نکن
    • دمپایی بابا رو پات نکن
    • به خورشید نگاه نکن
    • شبها تو جات جیش نکن
    • تو کمد مامان فضولی نکن
    • با اون پسر بی‌تربیته بازی نکن
    • اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن

    زیر دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
    • دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

    دورهء دبستان

    • موقع رفتن به مدرسه دیر نکن
    • پات رو تو جامیزی نکن
    • ورقهای دفترت رو پاره نکن
    • مدادت رو تو دهنت نکن
    • به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
    • تخته پاک‌کن رو خیس نکن
    • حیاط مدرسه رو کثیف نکن
    • با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن
    • دست تو کیف بغل دستیت نکن
    • تخته‌سیاه رو خط‌خطی نکن
    • گچ رو پرت نکن
    • تو راهرو سرو صدا نکن
    • تو کلاس پچ‌پچ نکن
    • ATARI بازی نکن

    دوره ی راهنمایی

    • ترقّه بازی نکن
    • SEGA بازی نکن
    • جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن
    • موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن
    • تو کوچه فوتبال بازی نکن
    • دست تو جیبت نکن
    • با مامانت کل‌کل نکن
    • تو کلاس صحبت نکن
    • بعد از ظهر سروصدا نکن

    • با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
    • اتاقت رو شلوغ نکن
    • روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن
    • عکس لختی تماشا نکن
    • با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
    • جرّ و بحث نکن

    دوره ی دبیرستان

    • با کامپیوتر بازی نکن
    • تو حموم معطّل نکن
    • کمتر چت بکن براى کنکور درس بخون
    • با دوستات موتورسواری نکن
    • طراهى سایت رو ول کن

    • با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
    • با بابات دعوا نکن
    • تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
    • تو خیابون دنبال دخترها نکن
    • مردم‌آزاری نکن
    • نصف شب سرو صدا نکن
    • فیلم بد نگاه نکن
    • وقتت رو با مجله تلف نکن
    • چشم‌چرونی نکن

    دوره ی دانشگاه

    • رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
    • ?? ساعته چت نکن
    • سر کلاس درس غیبت نکن

    • با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
    • خیابون‌ها رو متر نکن
    • تو سیاست دخالت نکن
    • با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
    • شب برای شام دیر نکن
    • با مأمور پلیس کل‌کل نکن
    • چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
    • موبایلت رو Reject نکن
    • استادت رو اُسگل نکن
    • حذف پزشکی نکن
    • آستین کوتاه تنت نکن
    • همه رو دودره نکن

    دوره ی سربازی

    موهات رو بلند نکن
    • روت رو زیاد نکن
    • از اوامر سرپیچی نکن
    • فرار نکن
    • با اسلحه شوخی نکن
    • غیبت نکن
    • به آینده فکر نکن
    • درگیری ایجاد نکن
    • به فرمانده بی‌احترامی نکن
    • غیر از خدمت به هیچ چیز دیگری فکر نکن
    • با رئیس عقیدتی جرّ و بحث نکن
    • اعتراض نکن

    • با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن
    • از تلف شدن وقتت ناله نکن
    • از آشپزخونه دزدی نکن

    دوره ی شوهر بودن

    • با زنت شوخی نکن
    • زنت رو با دختر شمسی خانوم مقایسه نکن
    • به زنت خیانت نکن
    • با دوستانت الواتی نکن
    • تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن                                        
    • به زنهای دیگه نگاه نکن
    • موبایلت رو قایم نکن
    • از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
    • پولت رو خرج دوستات نکن
    • رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
    • غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن
    • ریسک نکن
    • بدون اجازهء زنت هیچ کاری نکن

     

    دوره ی پدر بودن

    • بچّه رو تنبیه نکن
    • به بچّه بی‌توجّهی نکن
    • بچّه‌ت رو با بچّه‌های دیگه مقایسه نکن
    • به بچّه توهین نکن
    • بچّه رو از بازی منع نکن

    • بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشویق نکن
    • با بچّه کل‌کل نکن
    • بچّه رو محدود نکن
    • بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
    • به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
    • بچّه رو به هیچ چیز مجبور نکن
    • آزادی بچّه رو محدود نکن
    • به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
    • از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن
    • جلوی بچّه با مادر بچّه ... نکن


    دوره ی پیری

    • برای بچّه‌هات مزاحمت ایجاد نکن
    • نوه‌هات رو لوس نکن
    • با پیرزن‌های دیگه معاشرت نکن
    • به خاطراتت فکر نکن
    • پولت رو خرج نکن
    • هوس جوونی نکن
    • غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن
    • با زنت بی‌وفایی نکن
    • از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضایتی نکن
    • لباس شاد تنت نکن
    • به بیوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
    تو وصیتنامه، هیچکس رو فراموش نکن
    • از گذشته ناله نکن
    • به هر کی رسیدی، نصیحت نکن
    • به آینده فکر نکن

    دوره ی پس از مرگ

     

    • حالا دیگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن...
    • ...بکن
    • ...بکن
    • ...بکن
    • ...بکن
    • ...بکن
    • ...بکن
    • ...بکن

    • اگر خواستی دختر شمسی خانومم ...  دیگه دیگه


  • 03/14/10--16:24: چگونه دل پسرها رو ببریم؟ (chan 3143391)
  • اینم واسه دخترهایی که می خوان دل پسرها رو به دست بیارن !!!!

    وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي کرايه تاکسي را مي
    دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي کوچيک از
    ترس قيافه شماگريه مي کنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است که راه نرويد؟ آيا
    وقتي به زيبايي فکر مي کنيد همان زماني است که به خودتان فکر نمي کنيد؟
    اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان کف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي
    پلک ميزنيد مردان در خاک و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها
    صحبت مي کنيد خود را تکه تکه کنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند
    ميزنيد از کت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ کنند به موارد ريز
    توجه کنيد:
    حالا به نکات زير بي زحمت کمي دقت کنين تا شايد فرجي بشه

    در باب جملات :


    در اداي جملات و واژه ها دقت خاصي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر جمله از واژه ( آخي ) استفاده کنيد.

    حتي المقدور واژه هاي پاياني جمله را کمي بيشتر از حد معمول بکشيد به طور مثال:

    (فردا مي بينم………… ……… .ت)

    اشوه فراموش نشه هاااا

    سعي کنيد ريتم پلک زدنتان را با ميزان هجاهاي جمله تان هماهنگ کنيد مثلا در جمله

    ”من به فلان چيز علاقه دارم” براي ”من” يک پلک و براي ”به فلان چيز علاقه دارم” ?عدد پلک بزنيد.

    لطفا امتحان کردنو بزارين واسه بعد بزارين ادامه درسو بدم


    در باب خوردن غذا:

    در حين خوردن بايستي بسيار جلب توجه کنيد براي اين کار جسم خوردني را از
    انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پيش از فرو بردن کامل در دهان جسم
    ر با لبها بازي دهيد(ميدونم نميتوني جلوي شيکمتو بگيري و ميخواي همشو يه
    جا بزاري دهنت حالا اين دفه رو کم کم بخور)

    غذا را به نحوي بجويد که لبها به طور يکي در ميان غنچه گردد.


    در باب راه رفتن:

    سعي کنيد تق تق پاشنه کفشتان به گونه اي تنظيم گردد که يک ملودي عاشقانه را براي مخاطب تداعي کند.

    هيچگاه فاصله مابين قدمهايتان از دو سانتيمتر تجاوز نکند هر جند عجله داشته باشيد.


    در باب لبخند زدن:

    آداب لبخند زدن بستگي به مستقيمي به وضعيت دندانهايتان دارد اگر
    دندانهايتان کج و معوج، لک لک، فاصله دار و داراي ساير نا هنجاريها
    داريد(که متاسفنه يا خوشبختانه اکسر خانوما همين وضو دارن) …….. تبسمي
    کفايت ميکند

    اگر دندان کناري خود را طلا کرده ايد از همان طرف بخنديد

    اگر اصولا دنداني در کار نيست به گونه اي چشمان را خمار کنيد که کار لبخند را ميکند


    در باب ورود به کلاس:

    هنگامي وارد کلاس شويد که حداقل يک ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجويان سر کلاس حاضر باشند.

    به قول خودتون هر جا دير بري کلاس داره

    موقع نشستن دورترين و سختترين صندلي را براي نشستن تا حسابي رسيدن به
    صندلي مورد نظر طول بکشد سپس ده دقيقه وقت به جمع و جور کردن مانتو اختصاص بديد.
    بهتر است هنگام ورود به کلاس کاور گيتاري (ولي خالي) روي دوشتان حمل شود.

    خوب ديگه حالا بعد از اندک ماهي دل اوون پسر رو بردي و فرداش بهتون پيشنهاد خواستگاري ميده.


  • 03/14/10--16:36: مار و پله دانشجویی !!!! (chan 3143391)
  • مار و پله دانشجویی !!!!

    این پله ها رو با موفقیت طی کنید تا به خوشبختی برسید...


  • 03/14/10--16:44: اصطلاحات نوین دانشگاهی !!!! (chan 3143391)
  • اصطلاحات نوین دانشگاهی !!!!

    از آنجایی که در سایه‌ی ارتقای فرهنگی و علمی دانشگاه‌ها در چند دهه‌ی اخیر معانی برخی از اصطلاحات قدیمی تغییر کرده و همچنین اصطلاحات جدیدی هم در حوزه‌ی دانشگاه (با حوزه و دانشگاه اشتباه نشود که اشتباه بزرگی‌ست!) به وجود آمده؛ فرهنگ اصطلاحات دانشگاهی نوینی نوشته‌ام که امید است به درد دانشجویان و به ویژه دانشجویان تازه وارد بخورد. در زیر معانی واقعی و کاربردی برخی اصطلاحات دانشگاهی جدید را می‌خوانید:



    دانشجوی سال اولی: دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی می‌تواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.



    دانشجوی سال دومی: دانشجویی که فکر نمی‌کند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.



    دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.



    دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آینده‌ی برای خود متصور است.



    مشروط: دانشجویی که به خاطر علاقه‌ی زیادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و از این رو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدی بیش از حد معینی واحد انتخاب نکند تا به بقیه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» می‌آید که عده‌ای معتقدند باعث رونق گرفتن دانشگاه در ایران شد. عده‌ی دیگری هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروط‌ها باعث اضمحلال مشروطه شد.



    تقلب: دانش دوپینگی



    سهمیه: دوپینگ قانونی.



    گوسپند: نوعی جانور که جز نوشتن جزوه، حفظ جزوه و پاس کردن درس از روی جزوه هیچ کار دیگری در دانشگاه نمی‌کند. چنین موجوداتی در دانشگاه‌های مشهور بیشتر دیده می‌شوند و فرق آنها با سایر گوسپندان در این است که نه کله‌ی این گوسپندان قابل استفاده است و نه پاچه‌ی خوشمزه‌ای دارند.



    جزوه: دستنوشته‌هایی که گمان می‌شود عصاره‌ی یک کتاب است. اما در واقع تفاله‌ی بخشی از آن است. دستگاه تفاله‌گیری «استاد» نامیده می‌شود.



    استاد حل تمرین: دانشجوی ترم بالاتری که در ازای گرفتن شندرغاز پول و شنیدن لفظ «استاد» چنان از خودبیخود می‌شود که تن به خورد گچ تخته و مسخره شدن توسط سی چهل تا دختر و پسر می‌دهد.



    خرخوان: نوعی خر که توانایی مطالعه‌ی مداوم به مدت 72 ساعت را دارد. نطفه‌ی این موجودات در دوره‌ی دبیرستان بسته می‌شود و در کلاس‌های کنکور به بلوغ می‌رسند. این موجودات اغلب در کافه تریاهای دانشکده‌ها استحاله می‌شوند.



    تریا: محلی برای فرار از غذای سلف که در این حالت مصداق بارز از چاله به چاه افتادن است. اما صرفنظر از ارزش غذایی آن، از لحاظ فرهنگی اهمیت زیادی دارد. به خصوص برای پژوهندگان زبان کوچه و بازار و کاشفان جدیدترین فحش‌ها و اصطلاحات جنسی.



    گرد: جسمی که طول و عرض و ارتفاع آن از مرکزش به یک فاصله است. چنین دخترهایی معمولا در حدود 165 سانتیمتر قد و به میزان سه چهارم پی آر 3 حجم دارند که ناشی از سال‌ها در خانه نشستن و دست به سیاه و سفید نزدن و تست زدن است. سه عاقبت دردناک در انتظار آنهاست: ازدواج، انفجار و ورود به دانشگاه که گزینه‌ی آخری و متعاقب آن استفاده از غذای سلف، دردآورترین آنهاست.



    سلف (غذاخوری): فعال‌ترین آزمایشگاه و واحد تولیدی هر دانشگاه که توانایی تبدیل موجودات گوناگون به غذا را دارد. یکی از رایج‌ترین توانایی‌ها که شرط لازم اولیه برای سلف نامیده شدن یک مکان محسوب می‌شود، توانایی بازیافت چمن‌های محوطه به شکل قرمه‌سبزی است.



    گوریل: گونه‌ای از دانشجویان پسر با موهای ژولیده و لباس‌های بدفرم که از بوی سیر دهان و عرق لباس‌هایشان نمی توان کمتر از سه متر به آنها نزدیک شد. این جانوران معمولا پس از فارغ‌التحصیلی به‌جای اعزام به قلب جنگل‌های آمازون در پشت میزهای مدیریت و ریاست جای می‌گیرند.



    شاسکول: دانشجویی (عمدتا دختر) که بعد از 20 بار جزوه دادن به یکی از دانشجویان جنس مخالف هنوز فکر می‌کند خط خوبش باعث محبوبیت‌اش است.



    پلشت: دانشجویی که حاضر است کیسه فریزر دور بشقابش بکشد و با قاشق یک بار مصرف غذا بخورد تا مجبور نباشد روزی یکبار ظرفهایش را بشوید. تقریبا اکثر دخترهای ساکن در خوابگاه های دانشکده های علوم و مهندسی.



    بتونه‌کاری: فریضه‌ی واجبی که بیشتر دختران دانشجو صبح‌ها قبل از حرکت به سمت دانشگاه بر روی صورت خود انجام می‌دهند تا دیدارشان قابل تحمل شود. معمولا هم نمی‌شود.



    جلبک: نوعی دانشجو با آی‌کیوی حیرت‌برانگیز و توانایی جزوه نوشتن حتی از روی سرفه‌های استاد. تراکم زیستی این جانداران در دانشکده‌های علوم انسانی بیشتر است.



    دکتر: لفظی که تا پیش از دوران وزارت کشور دکتر کردان یک پیشوند لذت‌بخش بود و پس از آن فحشی زشت محسوب می‌شود. با این حال، به دلایل روانی ناشناخته‌ای تمام دانشجویان رشته‌های پزشکی و دامپزشکی همچنان علاقه‌ی وافری دارند که از ترم اول تحصیل دیگران آنها را با لفظ خطاب کنند.



    کافور: ماده‌ی اصلی تشکیل دهنده‌ی غذاهای سلف پسران که گویا از قدیم با عارضه‌ی «زنگ‌زدگی» در ارتباط بوده است چرا که شاعر فرموده: برعکس نهند نام زنگی کافور!



    بورسیه: همزمانی کار و تحصیل که ماحصل آن تلفیق درس‌نخوانی و اززیرکاردررویی است.



    پروژه: کار عملی که دانشجوها با هم انجام می‌دهند. بعضی‌ها هم روی هم!



    تحقیق: تالیف یا ترجمه‌ی بخشی از کتابی که استاد در نظر دارد بعدا به نام خودش چاپ کند در ازای گرفتن مقدار ناچیزی نمرده.



    پروپوزال: نوشته‌ی بی ربط کوتاهی که در آن درباره‌ی نوشته‌ی بی‌ربط بلندی که بعدا نوشته یا کپی پیست خواهد شد، توضیح داده می‌شود.



    پایان‌نامه: تایپ یا کپی-پیست کردن مقداری متن پراکنده در کتابها و پایان‌نامه‌های قدیمی‌تر در یک فایل و پرینت گرفتن از آنها و صحافی کردن مجموعه. خوشبختانه با پیشرفت علم و تکنولوژی، تمام این فرآیندها با صرف هزینه‌ی معقولی به طور کاملا خودکار و بدون دخالت دست و ذهن انجام می‌گیرد.



    دانشنامه (مدرک): درپوش کوزه.



    جابجایی (دانشجویی): تفاوت علمی دانشگاه‌ها به زبان پول.



    ارث پدری (طلب بابا): طلبی که بعضی از دانشجویان ارزشی از دیگران دارند و معمولا به صورت گزاره‌هایی همچون «چرا این لباس رو پوشیدی؟»، «چرا موهات دیده می‌شه؟»، «دیگه این موسیقی رو نشنوم ها»، «دیگه نبینم با هم کِروکِر می‌کنین»... بروز می‌کند.



    خوابگاه متاهلی: جایی برای استراحت، مطالعه، تماشای تلویزیون، درس خواندن و باقی کارها. به خصوص باقی کارها.



    کارتن‌خواب: دانشجوی بی‌خوابگاه که معمولا پس از سر و سامان گرفتن و هم اتاق شدن با چند دانشجوی شهرستانی، حسرت کارتن‌خوابی و دربدری را خواهد کشید.



    جوات: دانشجویی که طبق آخرین مدهای 10 سال قبل لباس می پوشد و با آخرین مدهای 20 سال قبل زندگی می کند و مثل 30 سال قبل فکر می کند. جوات‌ها معمولا آینده مثبتی در مشاغل دولتی دارند.

     





    افزایش سنوات: حاصل ز گهواره تا گور دانش جوییدن.



    سیاسی‌کاری: اصطلاحی برای توصیف فعالیت‌های سیاسی دانشجویی وقتی که مطابق سلیقه‌ی «آنها» نیست. آنهایی که همیشه تاکید می‌کنند که دانشجو باید سیاسی باشد و در امور کشورش دخالت داشته باشد.



    پاچه‌خواری: یکی از راه‌های گرفتن نمره از اساتید به طور شرافتمندانه. البته شرافتمندانه در قیاس با سایر راه‌ها!



    انتظامات: شحنه‌ی دانشگاه و مسئول برقراری نظم حتی به قیمت بی‌نظمی. ستاد کارآفرینی برای اقوام و خویشان فاقد تحصیلات دانشگاهی و بعضا دبیرستانی مسئولان دانشگاه.



    کفش پاشنه بلند (تق تقی): ابزار تولید آژیر ورود و یا نزدیک شدن دختر دانشجویی که دانشگاه را با مجلس عروسی اشتباه گرفته است.



    سنگ‌پای قزوین: مهمترین عامل برای اخذ دکترای افتخاری از آکسفود بدون داشتن لیسانس.



    کاردانی پیوسته: پیوند دانشگاه با دبیرستان به کف با کفایت دانشجویانی که در حد دوره راهنمایی معلومات دارند و رفتارشان مثل دبیرستانی‌هاست.



    خر زدن: تنها نوع حیوان‌آزاری که انسان‌ها روی خودشان هم انجام می‌دهند. خر زدن در شب‌های امتحان به پیک خود می‌رسد.



    بحر تعمق: حالتی که به دانشجویان پس در حال مطالعه‌ی دقیق روزنامه روشنفکری خبر ورزشی دست می‌دهد.



    روح: عضوی از استاد که در جلسه‌ی امتحان و پس از دیدن برگه‌ی سوالاتی که ربط چندانی به درس‌ها ندارد، از آن به وفور یاد می شود. ادامه‌ی عملیان بر روی برگه دنبال می‌شود.



    صلاحیت داشتن: با مسئول یکی از نهادهای مستقر در دانشگاه سلام و علیک داشتن.



    پول: عامل بدبختی‌های بزرگی مثل ازدواج و تحصیل در دانشگاه آزاد.



    هیز: دانشجو یا مامور انتظامات یا کارمند یا حتی استاد عزیزی که وظیفه‌ی زبانش را به چشمش محول کرده است!



    اسکن استخوان: طرز نگاه کردن افراد فوق‌الذکر که معمولا از پاشنه‌ی کفش همکلاسی‌ها شروع شده و به نوک مقنعه‌ی آنها منتهی می‌شود.



    افتادن: سقوط از بالا به پایین که به خاطر عوامل مختلفی چون جاذبه‌ی زمین، درس نخواندن، جزوه نداشتن، شکست در عشق و امثال آنها اتفاق می‌افتد.



    تئوریسین: آدمی با تحصیلات نیم‌بند دانشگاهی و توانایی فوق‌العاده در آسمان به ریسمان بافتن‌های فلسفی و سیاسی که وظیفه‌ی آماده‌سازی دانشجویان برای «روز مبادا» را دارد. وجود تعدادی دانشجوی خودی و بچه مثبت که با دهان باز به حرف‌های استاد گوش بدهند و به خصوص دختران دانشجویی که از تمام صحبت‌های او نت‌برداری کنند - به ویژه در هنگام زوم کردن دوربین- لازم و ضروری است. تئوریسین‌ها معمولا ته‌لهجه‌ی مشهدی دارند.



    ازدواج دانشجویی: اشتباه صنفی.



    کتابخانه: جایی برای حرف زدن، رد و بدل کردن جزوات و فایل‌های بلوتوثی، اسم ام اس فرستادن و بعضا رونویس تکالیف و تمرین‌ها.



    منشی گروه: همه کاره ی گروه. دست کم خودش که اینطور فکر می‌کند.



    حذف ترم: خودکشی آبرومندانه از ترس مرگی مفتضحانه.


  • 03/14/10--16:55: تعاریفی از رشته های دانشگاهی (chan 3143391)
  •  

    تعاریفی از رشته های دانشگاهی ؟؟!!

    1-رشته تغذیه:

    رشته ای که اشتباهاً جزو رشته های دانشگاهی اومده. آینده شغلی بسیار تیره و تیریکی دارند. در بهترین حالت و در صورتی که شهرداری به فارغ التحصیلان این رشته مجوز بدهد میتوانند اقدام به باز کردن ساندویچ فروشی کنند! ضمناً دانشجویان فوق لیسانس هم میتونند Fast Food بزنند.از بزرگترین دستاورد های علمی این رشته در سالهای اخیر کشف فرمول سس هزار جزیره بوده است! از جمله دروس این رشته: هات داگ-1 هات داگ2 - سوسیس کاربردی- انسان و کالباس و.... میباشد! از بزرگان این علم هم میتوان به اکبر کثیف (ساندویچ فروشی اکبر کثافت) اشاره کرد.



    2-مهندسی راه و ساختمان:

    عمله سابق- دیگه فقط مونده بود کارگر ساختمانی رو دانشگاه ها بدند بیرون که خوشبختانه این امر هم با تلاش متخصصان و دانشمندان ایرانی محقق شد و ما از این به بعد کارگر هم از دانشگاه میاریم! روزی رو تصور کنید که از صبح وانت های شهرداری جولوی دانشکده فنی توقف میکنند و بچه های راه و ساختمان رو میبرند سر ساختمان! در این رشته معیار بهترین دانشجو برای دانشجویانی است که بیشتر از همه بتوانند آجر را به بالا بندازند. دروس این رشته عبارتند از: بیل مقدماتی؟ بیلچه- روش های چیدن تیرآهن- فرمولاسیون درست کردن سیمان و .......



    3-رشته ادبیات:

    گیج ترین و گلابی ترین دانشجوهای ایران در این رشته تحصیل میکنند (توصیه میکنم اگر یه وقت دلتون گرفت واسه بازکردنش برید دانشکده ادبیات!) از جمله بزرگترین دانشمندان این رشته حافظ و سعدی و عارف قزوینی و ایرج میرزا! بوده اند که حتی تحصیلات دبیرستانی هم ندارند (علمی که بزرگانش سواد درست حسابی ندارند دیگه معلومه چی میشه....!) از ابهامات بزرگ این رشته این نکته میباشد که انوری بالاخره شاعر قرن پنجم است یا نهم! فارغ التحصیلان این رشته میتوانند به عنوان مصطفی رحماندوست مشغول به کار شوند! از دروس این رشته: زندگی نامه و آثار حافظ- زندگی نامه و آثار سعدی- زندگی نامه و آثارنظامی- زندگی و آثار فرخی سیستانی و یزدی و شمالی و بلوچی و.....!



    4-رشته مهندسی صنایع:

    رشته ای که فقط اسمش مهندسی صنایع می باشد و گرنه دانشجویان این رشته مهندسی صنایع دستی هم بلد نیستند چه برسه.... تا به امروز شخص قابل ذکری در این رشته مشغول به تحصیل نبوده و شاید معروفترین دانشمند این رشته امیر حجوانی باشد که با رتبه 40000000000 مشغول تحصیل در رشته مهندسی صنایع می باشد!


    5-رشته مهندسی کامپیوتر (بخونيد مهندسي رايانه):

    خدا پدر مادر مخترع کامپیوتر رو بیامرزه که اگه اون نبود الان تعداد دانشجوهای این مملکت به نصف تقلیل پیدا میکرد.ا ین روزا دیگه عادی ترین جمله ای که از یک دانشجو شنیده میشود این است: کام میخونم! نکته جالب در مورد این رشته تفکیک آن به دو گرایش نرم افزار و سخت افزار میباشد که دانشجویانی که تبحر خاصی در زمینه Fifa2006 و Max.p و .... دارند وارد گرایش نرم افزار و کسانی که میتوانند با انگشست شصت پایشان دکمه Power کامپیوتر را بزنند وارد گرایش سخت افزار میکنند. فارغ التحصیلان این رشته حوالی خیابان جمهوری مشغول فروختن CD میباشند! از دروس این رشته: بیل گیتس شناسی 1؟ سی دی مقدماتی- تفاوت Monitor و TV و....




    6-رشته پرستاری:

    رشته ای که یک دنیا حرف و حدیث پشت سرشه! ولی یکی از اساسی ترین رشته های دانشگاهی می باشد که اگه نبود اونوقت دانشگاه تبدیل به مکانی بی روح میشد (تصور کنید اونوقت کیا مثل سگ پا میدادند؟ کیا......!) رشته ای که به معنای واقعی کلمه بیگاری می باشد (صبح ساعت 6 باید با خرج خودشون به بیمارستان های عمومی برند و شیفت وایسن و عصر هم تا ساعت 8 شب در دانشگاه کلاس دارن!!!) چندی پیش هدیه تهرانی به عنوان پرستار نمونه انتخاب شد! از دروس این رشته عبارتند از: راه و روش هیجان بخشی به بیمار- لطافت عملی؟ سوند1- فشار 2- جیگر 3 و ...



    7-داروسازی:

    نفس-زندگی-بهترین رشته دانشگاهی. رشته ای که هیچ نقطه ضعفی ندارد. تنها نکته منفی این رشته دانشجویانش میباشند که از سال سوم به خاطر آشنایی با انواع داروهای نئشه آور مشغول پاک کردن شیشه های فضا پیما میباشند!!! (البته دختراشم خدایی آخر ضد حالن!) کسانی که در این رشته تحصیل میکنند همشون از بزرگان جامعه هستند! تنها رشته ای که هنوز خز نشده و اون به این دلیل می باشد که هرکسی رو توش راه نمیدن و فقط آدم باحال ها رو راه میدن (پسراشو میگم!) از دروس این رشته: فارمالوژی- فارماتو گرافی- فارماسی- فارما توپیک- شیمی!


    میخواستم حال بروبچ رشته های دندان و ریاضی محض و مهندسی هوا فضا رو هم بگیرم که سردمداران این رشته واسم سیبیل گرو گذاشتند که اذیتشون نکنم و اینا.


  • 01/29/11--20:18: داستان های ملانصرالدین (chan 3143391)
  •  

    شاید بسیاری از جوانان بگویند، ملا نصرالدین دیگه چیه و این قصه ها دیگه قدیمی شده. ولی باید گفت که روایت های ملانصرالدین تنها متعلق به کشور ما و یا مشرق زمین نیست.شاید شخصیت او مربوط به دوران قدیم است ولی پندهای او متعلق به تمام فرهنگ ها و دورانهاست. ملانصرالدین شخصیتی است که داستان هایش تمامی ندارد و هنوز که هنوز است حکایات بامزه ای که اتفاق می افتد را به او نسبت می دهند و حتی او را با بسیاری از موضوعات امروزی همساز کرده اند. در کشورهای آمریکایی و روسیه او را بیشتر با شخصیتی بذله گو و دارای مقام والای فلسفی می شناسند. به هر حال او سمبلی است از فردی که گاه ساده لوح و احمق و گاه عالم و آگاه و حاضر جواب است که با ماجراهای به ظاهر طنزآلودش پند و اندرزهایی را نیز به ما می آموزد.

    داستان خویشاوند الاغ

    روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد,

    شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟

    ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی کردم؟!

    داستان دم خروس

    یک روز شخصی خروس ملا را دزدید و در کیسه اش گذاشت,

    ملا که دزد را دیده بود او را تعقیب نمود و به او گفت:خروسم را بده! دزد گفت: من خروس ترا ندیده ام,

    ملا دفعتا دم خروس را دید که از کیسه بیرون زده بود به همین جهت به دزد گفت درست است که تو راست می گویی ولی این دم خروس که از کیسه بیرون آمده است چیز دیگری می گوید.

    برای خواندن بقیه ی داستان ها به ادامه مطلب مراجعه نمائید .


  • 02/07/12--02:23: دارم میرم نگو نرو - هوا هوای رفتنه (chan 3143391)
  • دارم ميرم نگو نرو ,هوا هوای رفتنه ...
    هر چی بوده تموم شده چاره ی ما گذشتنه...
    دارم ميرم تا سرنوشت,مارو به بازی نگيره ...
    خوب ميدونم این عاشقی از یاد هر دومون ميره...
    دارم ميرم نگو نرو ,دارم ميرم نگو بمون...
    وقت خداحافظيه،قصه ی عاشقی نخون...
    تورو خدا گریه نکن,غصه ی رفتنو نخور ...
    بهتره که تموم کنيم،تو هم دلو ازم ببر!
    یادم مياد روزی رو که ,ما دوتا دل داده بودیم ...
    اما حاﻻ ميخندمو ،ميگم چقدر ساده بودیم...
    یادم مياد روزی رو که ,پر ميکشيدیم واسه هم ...
    اماحالا نشسته جاش،یه عالمه غصه وغم!


  • 02/07/12--02:24: من و تو ........ (chan 3143391)
  • عشق را در چشم تو روزی تلاوت می کنم

    با همه احساس خود را با تو قسمت می کنم

    مرز بی پايان مهرت را به من بخشيده ای

    در جوابت هر چه دارم من فدايت می کنم

    نور چشمت را چراغ شام تارم کرده ای

    من وجودم را هميشه فرش راهت می کنم

    ای تجلی گاه هر چه خوبی و مهر و صفا

    عاقبت مانند اشعار فريدون ناب نابت می کنم

    بر خرابات وجودم زندگی بخشيده ای

    تا نفس دارم هميشه شاد شادت می کنم

    همچو سروی گشته ای تا خم نگردد قامتم

    من صداقت را هميشه سرپناهت می کنم


  • 02/07/12--02:47: بخون و بخند (chan 3143391)
  • سعی کنید توی مسائلی که به خودتون مربوطه دخالت نکنید ، دیگران زحمتشو میکشن
    سعی کنید توی مسائلی که به خودتون مربوطه دخالت نکنید ، دیگران زحمتشو میکشن...

    میخوای کسی فراموشت نکنه ازش پول قرض بگیر!!!
    میخوای کسی فراموشت نکنه ازش پول قرض بگیر!!!...

    گوشی موبایلتم . بزارم رو ویبره تا برات برقصم!
    اس ام اس مرامی: گوشی موبایلتم . بزارم رو ویبره تا برات برقصم!...

    دوتا سوسک پولدار با هم عروسی میکنن ماه عسل میرن توالت فرنگی
    دوتا سوسک پولدار با هم عروسی میکنن ماه عسل میرن توالت فرنگی...

    دعاى یک خانوم:

    دعاى یک خانوم:
 خدایا! به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم صبر بده تاتحملش کنم اما قدرت نده که میزنم لحش میکنم...

    ادبیات آقایون هنگام زمین خوردن خانم ها:
    ادبیات آقایون هنگام زمین خوردن خانم ها: دوران نامزدی: الهی بمیرم چیزیت که نشد؟ 1سال بعد ازدواج: عزیزم،بیشتر مواظب باش! 3سال بعد: مگه کوری؟جلو پاتو نگاه کن! 5سال بعد: آخیش،دلم خنک شد...


    برای بیشتر خندیدن به ادامه مطلب بروید